«ديگران» كاشتند و ما خورديم!
(در حاشيهي پخش يك فيلم ضدمذهبي از يك تلويزيون نيمه مذهبي)
روزگار عجيبي شده است. صداو سيماي ما كه دارد از ادعاي مذهبي بودن منفجر ميشود، يك فيلم پخش ميكند به نام «ديگران» (the others) كه عالم و آدم ميدانند موضوعش «انكار آخرت» است. البته ممكن است صداوسيما به خودش حق بدهد هر فيلم ضددينياي بگذارد و در عوض، هزار و يك مرتبه هم نقدش كند، غافل از اين كه ملت –به جز افرادي خاص- نه اين نقدها را گوش ميدهند و نه اگر هم گوش بدهند اين نقدها به اندازهي خود فيلم تأثيرگذارند.
البته بنده هيچ بعيد نميدانم دوستان عزيز صداو سيمايي اصلا? متوجه اين نكته نشده باشند كه «ديگران» فيلمي الحادي و ضدمذهبي است و چه بسا خيلي هم خوشحال بودهاند از اين كه يك فيلم مذهبي پخش كردهاند. مذهبي از آن جهت كه بحثهايي اعتقادي پيرامون آخرت بين مادر و بچههايش در فيلم انجام ميشود. به هر حال چه بزرگواران صداوسيما فهميده باشند و چه نفهميده باشند كه دسته گلي به آب داده اند، بايد به حال آنها و خودمان و صداوسيما و... تأسف خورد.
ردپاي انكارمعاد
نمادهاي زيادي در «ديگران» به كار گرفته شده تا واقعيت نداشتن آخرت و معاد به بينندهي فيلم قبولانده شود:
1- اگرچه بيننده از ابتدا به خاطر
2- مادر –كه تنها شخصيت مذهبي و معادباور فيلم است- قاتل بچههايش است، بچههاي مظلوم و راستگويي كه باورهاي مذهبي را قبول ندارند. قاتل، يك انسان مذهبي است و غيرمذهبيها در اين قصه، مظلوم واقع شدهاند.
3- «نور، بچه هاي مرا ميكشد» اين نور كه مادر سعي ميكند بچهها را از آن دور نگه دارد نماد «حقيقت» است؛ البته بچهها پس از مرگ ميتوانند در معرض نور قرار بگيرند، اما مادر با اعتقادات مذهبياي كه دارد و معتقد است «مردگان در ابديت، يكديگر را ملاقات ميكنند»، ميخواهد بچهها را از نور حقيقت دور نگه دارد، اين حقيقت كه نه خدايي هست و نه معادي.
4- در ابتداي فيلم، مادر با وحشت از خواب ميپرد. يعني مادر قبل از مرگ در خواب غفلت بوده ولي بچهها كه اعتقادات مذهبي را باور ندارند، بيدار بودهاند و در واقعيت ميزيستهاند.
5- «مردم از مردههايشان عكس ميگرفتند به اميد اين كه بعد از مرگ در عكس خود زندگي كنند.» مادر مذهبي ابتدا اين اعتقاد را مسخره ميكند و ميگويد:«چطور مردم ميتوانند تا اين حد خرافي باشند؟» اما در پايان فيلم معلوم ميشود كه حق با همان مردم بوده و انسانها بعد از مرگ در خانهي خودشان به زندگي ادامه ميدهند.
6- «هيچ دري باز نميشود مگر اينكه در قبلي بسته شده باشد.» اين اولين اعتقادي است كه بيننده بايد بياموزد. يعني شما به اعتقاد جديد نميرسيد مگر اين كه اعتقاد قبلي را فراموش كنيد. بدون بستن در اعتقاد قبلي، در اعتقاد بعدي بر قلب گشوده نميشود. اين «بعد» در معناي غربياش نشانگر پيشرفت و بهتر شدن است. مادر اعتقاد به آخرت و مسائل مذهبي را پشت سر گذاشت تا به اعتقاد برتر الحادي رسيد!
آخرت دنيوي
چه اين نمادها و نشانهها در فيلم باشند و چه نباشند، اساسا? فيلم «ديگران» با مطرح كردن سؤال «آيا آخرتي هست؟» و دادن پاسخ منفي به آن، اثر خودش را ميگذارد.
در ابتداي فيلم، مادر هم با سؤالات بچهها همراه ميشود و بيننده را نيز همراه ميكند كه «من هم چيزي بيشتر از اين نميدانم» و «نميدانم الان در چه دنيايي هستيم.» از نظر فيلم، مرگ فقط پردهاي ميان دنياي زندگان و مردگان ايجاد ميكند، دنياهايي كه به گفتهي خدمتكار «گاه با هم تداخل دارند.» غير از اين هيچ تفاوت عمدهاي بين اين دنيا و آن دنيا نيست. در آخرت دنياواري كه فيلم نشان ميدهد، مادر قاتل و بچههاي مظلوم و مردي كه در راه ميهنش جان داده هيچ تفاوتي ندارند. هيچ خدايي در سرنوشت انسانها دخالت ندارد و حتي بعد از مرگ هم حاكميت با همان مادر است كه زور بيشتري دارد. مادر همچنان ميتواند به ظلم خود به بچهها ادامه دهد. خلاصه، سرنوشت انسان دست خود اوست نه خدا.
خلاصه به نظر ميرسد كه «ديگران» دو چيز را ميخواهد بگويد: 1- در دنياي پس از مرگ، خدا حاكميت و دخالتي ندارد. 2- در صداوسيماي به شدت متدين و معنوي ما، باز هم انگار خدا دخالت زيادي ندارد! شايد هم كار خدا بوده كه با اين همه اشتباه و ضربههاي جاهلانه يا موذيانه، باز هم صداوسيماي ما دارد به حياتش ادامه ميدهد و باز هم ميتواند ادعاي ديني بودن و انقلابي بودن بكند. راستي صداوسيماي ما تا كي ميخواهد اين قدر منفعل باشد؟ «ديگران» را كه ديگران كاشتند و صداوسيماي ما به خورد ما داد، نوبت به آن نرسيده كه صداوسيما هم به جاي سرمايهگذاريهاي «صد تا يه غاز» در فيلمهاي شعارزده و بيخود –كه نمونهاش در جشنوارهي فيلم فجر امسال مشاهده شد- دست به توليد آثار پرمحتوا و تأثيرگذار بزند و بكارد تا ديگران –كه در همهي دنيا منتظر آثار پرمغز و البته مثل فيلم «ديگران» جذاب هستند- بخورند؟
نوشته: مريم محمدي، نشريه آينده سازان(اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان كشور) 24 ارديبهشت 1384.
ريشه يابي معاد دنيوي در كتاب مقدس محرف
(ويراستار:) توضيح اين نكته ضروري است كه ايده «بهشت زميني» و «معاد مادي و همين جايي» اصالتا يهودي است و در بين مقلدان كارل ماركس يهودي، باني ماركسيسم و در آثار صهيونيست هاي مسيحي كه در هاليوود نفوذ فراواني دارند هم به وفور يافت مي شود. مثلا در فيلم هري پاتر و سنگ جادو هم شاهد بوديم كه ارواح گذشتگان در محوطه مدرسه جادوگري هاگوارتز سرگردان بود و عينا رفتار سايرين با آنها مانند يكي از اهالي مدرسه بود! محيط بيروني هاگوارتز هم _خصوصا در صحنه هاي مسابقه هوايي_ در دامنه كوهي سرسبز و پوشيده از انبوه درختان زيبا همچون بهشتي چشم نواز بر كره خاكي، به تصوير كشيده شده بود.
در فيلم «سفر تكشاخ» هم بهشت زميني در مركز حكومت انسان هاي مهربان فيلم! به تصوير كشيده شده بود. ريشه هاي اين تفكر در تورات تحريف شده مي باشد كه در آن كمتر از معاد بحثي شده است و در دو جا هم كه به مسئله پاداش اطاعت و جزاي بد كاري مي پردازد، صد در صد مادي و اين دنيايي بحث كرده است و تقريبا معاد اخروي در هيچ جاي تورات تحريف شده فعلي وجود ندارد. به عوض آن تصوير سازي هاي تورات از آخرالزمان رويايي و آخرت انسان ها شبيه فردوسي در ارض مي باشد. در جاهاي زيادي از تورات هنگام توصيف «سرزمين مادري» يا «سرزمين موعود» از آن به عنوان «سرزمين شير و عسل» ياد شده است كه در پايان دوران به فرزندان صهيون (نژاد يهود) خواهد رسيد. در فيلم ارباب حلقه ها شاهديم كه واپسين جنگ بين انسان ها و هم پيمانانشان به رهبري گاندولف با شيطان و نيروهاي شر به فرماندهي سارومان به وقوع مي پيوندد و سزرمين هاي زيبا و فردوس وار انسان ها از خطر سقوط به دست ياران ارباب حلقه شيطاني نجات مي يابند. اين مضامين صهيونيستي در بسياري ديگر از فيلم هاي غرب يافت مي شود. به اميد اينكه با هوشياري بيشتر اجازه سوء استفاده از اعتقاد بشر به آخرالزمان را به صهيونيست هاي يهودي و مسيحي ندهيم.